گيرت گروته را بيسروصدا در يك جبهه جاي دهد. هدفها يا تمايلات افراد، سراسر حيطهٴ چپ تا راست را در برميگرفت. سدهٴ چهاردهم، عصر مهم عرفان بود. اين عجيب نيست، چون عرفان پناهگاه برجستهترين ارواح بود، پناهگاهي كه هرچه زمانه سختتر ميشد، ضروريتر بود.
ارسطوگري براي نگهداري ايمان و تعيين محدودهٴ عقل به كار ميرفت، ولي براي تعيين محدودهٴ خود ايمان هم مورد استفاده قرار ميگرفت. معلوم شده بود كه ايمان را نبايد اثبات كرد و اين كه ايمان بر اثر تعقل نامحتاطانه بيشتر ممكن است تضعيف شود تا تقويت. اين به علم فرصت رهايي داد. افراد داراي ذهن علمي جرئت يافتند تا پرسشگرتر و ماجراجوتر شوند. آنان براي دست زدن به آزمايش آمادهتر بودند.
يكي از دشواريهاي مطالعات علمي بيان مسئلههاست، يعني جدا كردن دقيق برخي عنصرها از مجموعهٴ به ظاهر ناگشودني واقعيت. بيان مسئلهها كافي نيست، شخص بايد مسئلههاي درست را انتخاب كند، مسئلههايي را كه با وسيلههاي در دسترس قابل حل باشند.
در آن روزگار، كمتر موضوعي را ميشد بدون ابهام بيان كرد، ولي حركت كورمال مستمر در پيرامون آنها بيان آنها را در زمانهاي بعدي،
ميسر ساخت. وقتي اين را درك ميكنيم كه ميبينيم شخصي به هوشمندي و مطلعي نيكول اُرام1، كه در بسياري زمينهها از زمان خود پيش بود، بر اثر انبوه انديشههاي مبهمي كه احاطهاش كرده بود، دچار سرگشتگي شد. چنين انديشههايي بيدرنگ مفيد نيستند؛ گاه، گيجكنندهاند، با اين حال رد كردن آنها به صورت كلي احمقانه خواهد بود؛ انديشههاي ناروشن اغلب همه غلطند، ولي ممكن است بالقوه صحيح باشند؛ ميتوان آنها را جوانههاي انديشه ناميد، كه وقتي بالنده گردند و روشن شوند سودمند خواهند بود. اگر در آغاز به صورت مبهم وجود نداشته باشند، هرگز رشد نخواهند كرد. در رسالههايي كه مستقيم يا غيرمستقيم از رياضيات، مكانيك، اخترشناسي و فيزيك گفتگو ميشود، بارها با آنها روبهرو ميشويم. محققاني كه از آنها بحث ميكنند، به نظر ميرسد در دايرهاي به دور خودشان ميچرخند، ولي از همين تلاش ناشيانه، سرانجام فيزيك جديد و اخترشناسي جديد سدهٴ هفدهم پديدار ميشود. بيان داستان چنين رنجهاي بيپاداشي دشوار است، چنانكه توصيف و تشريح ايدهاي علمي در ذهن يك دانشمند آسان نيست (حتي كاشف آن فكر نيز به سختي ميتواند اين كار را بكند)؛ چنين كاري را بهطور كامل نميتوان انجام داد، بلكه تنها از طريق اشاههاي كلي ميسر است. مورخان علم پيشين به خاطر جهل و خودپسنديشان، وسوسه ميشدند تا علم سدههاي شانزدهم و هفدهم را ادامهٴ علم باستان
N. Oresme .1